على اصغر حلبى
173
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
- كتابشناسى : ابن المرتضى ، المنية و الامل ، 22 ؛ ذهبى ، ميزان الاعتدال ، 2 / 295 - 297 ابن خلّكان ، وفيات ، 1 / 547 ، تهران ؛ عبد القاهر بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 101 ؛ شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 56 - 58 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 10 / 78 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 2 / 192 ؛ بغدادى ، تاريخ بغداد ، 12 / 166 - 188 ؛ طبقات المعتزله ، 35 - 41 ؛ بروكلمان ، S ، 1 / 338 . 6 . ابن ابى العوجاء ( وفات 155 ه . ق . ) عبد الكريم بن ابى العوجاء بن نويرهء ذهلى ، زنديق معروف سدهء دوم هجرى ، وى كه به خاندان معتبرى تعلق داشت ( خالوى معن بن زائدهء شيبانى بود ) ، بنابر مآخذ معتبر نخست در بصره مىزيست و در آنجا از شاگردان حسن بصرى بود ( اگر چه اين قول را نيز مشكوك شمردهاند ) ، و گويند به سبب بىثباتى عقايد حسن در باب جبر و اختيار از وى جدا شد . آنچه بيشتر محقّق است اينست كه وى در مجامع گوناگون رفت و آمد مىكرده ، و از جمله با بزرگان معتزله همچون عمرو بن عبيد و و اصل بن عطا ، و با شاعرانى كه اعتقاد دينى آنان مورد ترديد بوده همچنين بشّار برد و صالح بن عبد القدّوس ، حشر و نشر داشته است . او را از بصره بيرون كردند ، لذا به كوفه رفت تا در آنجا زندگانى بكند ، ولى در آنجا نيز توسط محمد بن سليمان والى كوفه دستگير شد و به سال 155 / 772 ( و شايد اندكى زودتر ) بقتل رسيد . امّا چنان كه ابن اثير مىگويد همين قتل مايهء عزل والى مذكور شد ، چه به سبب وساطتهاى مكرّر خويشاوندان عبد الكريم مبنى بر اينكه اندكى دست نگاه دارد تا فرمان مجدّد خليفه برسد ؛ و توسّل خود عبد الكريم نيز كه به والى كس فرستاد و در برابر صد هزار درهم سه روز امان خواست ، هيچكدام مؤثّر نيفتاد ، بلكه بىدرنگ دستور قتل او را صادر كرد و اين به سال 155 ه . ق . بود . منصور از اين خود سرى محمد بن سليمان خشم گرفت و به جاى او عمرو بن زهير را ولايت داد . امّا اينكه لوئى ماسينيون « 1 » تاريخ مرگ او را 167 / 4 - 783 ذكر مىكند به احتمال زياد درست نيست . همينطور گزارشهاى مآخذ شيعى را دربارهء مباحثات طولانى و گوناگون او در مكّه با امام
--> ( 1 ) . Louis Massignon .